120فقهى خود با تكيه بر قياس و رأى به استنباط احكام فقهى مىپرداخت. بدين روى مورد شديدترين حملات اهل حديث قرار گرفت.
به تدريج «اشعريان» به ويژه با حمايت حاكمان عباسى، از نظر كلامى بر انديشههاى ديگر غلبه يافتند و حنبليان به ضعف و سستى گراييدند و كم كم از نظر فقهى نيز طرفداران خود را از دست دادند.
در اواخر قرن چهارم هجرى قمرى «بربهارى» رييس حنبليان بغداد با تكيه بر ظواهر آيات و روايات، بار دگر عقايدى چون استقرار خداوند بر فراز كرسى و ديده شدن در روز قيامت را زنده ساخت و از نظر فقهى، زيارت قبور را منع و نوحهگرى بر امام حسين(ع) را ناروا خواند. 1اظهار چنين مطالبى، خشم علما و مردم را برانگيخت و موجب صدور اطلاعيهاى از سوى خليفه «الراضى» در نادرستى عقايد و توبيخ ياران او گرديد. برابر نوشته ابن الجوزى از آن پس، وى در خانه زنى پنهان شد و در همانجا مرد و بدون اطلاع مردمان او را در همان مكان غسل دادند و به خاك سپردند. 2
حنبليان به تدريج از ميان رفتند تا آن كه در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم «ابن تيميه» و سپس شاگردش «ابن قيم الجوزيه»، آراء و نظرياتى همسان با «بربهارى» ابراز داشتند و مجدداً عقايد اهل حديث را با شدت بيشترى احيا كردند. ابن تيميه نيز پس از اعلام نظر خود در مورد