450از آن مىتوان از عرفات خارج شده و به سوى مشعرالحرام (مزدلفه) عزيمت نمود.
عرفات، موقف دستيابى به معرفت
عرفات، سرزمين شناخت و مكان اعتراف به گناه و جايگاه آشنايى با اسباب طاعت و معصيت و محل پى بردن به خواص نعمتهاى دنيايى و آخرتى و دورى از گزينش نابجاى آنها (و پرهيز از بكارگيرى ابزارهاى جسمانى براى
رهايى از دام ناآرامىهاى قلبى) است. چرا كه اعتراف بدون معرفت ممكن نيست و توبه از گناه بدون درك خواص اشياء و نعمتها و دورى از استفاده نابجا از
آنها حاصل نمىشود كه اين امر از مفهوم واژه معرفت كه در اصل به معناى آرامش و سكون است، به وضوح فهميده مىشود و در كلمات همخانواده با آن نيز به خوبى به
چشم مىخورد. چنانكه درباره علت ناميدن بوى خوش به عرف، مىخوانيم:
«اَلْعَرْفُ سُمِّيَ بِذلِكَ لِاَنَّ النُّفُوسَ تَسْكُنُ الَيْهِ» 1
«بوى خوش از آن جهت «عَرف» خوانده شده است كه رايحه عطرآگين آن به جان آدمى آرامش و سكون مىبخشد.» در تعبير ديگرى آمده است:
«اَلصَّبْرُ وَ السُّكونُ وَ الطُّمَأْنينَةُ فَهِيَ مِنْ آثارِ الْمَعْرِفَةِ» 2
«صبورى، آرامش و اطمينان، از آثار معرفت است. (و به اعتبار آشكار شدن آرامش و سكون در فرد، به اين نام خوانده شده است.)»
و در جاى ديگر آمده است:
«اَلْعُرْفُ ضِدُّ النُّكْرِ وَ هُوَ كُلُّ مَا تَعْرِفُهُ النَّفْسُ مِنَ الْخَيْرِ وَ تَطْمَئِنُّ الَيْهِ» 3