248
«خَيْرُ مَا أُلْقِيَ فِي الْقَلْبِ الْيَقِينُ» 1
«بهترين چيزى كه (از بيرون) به قلب افكنده مىشود، يقين است.»
تربيت در ماجراى اسماعيل(ع)
اگر به معناى «تربيت» كه رشد دادن و بارور نمودن است، توجه نماييم، درمىيابيم كه حقيقت تربيت، هنگامى مصداق پيدا مىكند كه بذر و يا شىء قابل رشدى وجود داشته باشد تا به كمك عوامل بيرونى و محيطى، بارور و شكوفا شود. چنانكه خداوند، اسماعيل را به عنوان كودك خردسالى كه مستعدّ رشد و نمو بود، در سرزمين مكه ساكن گردانيد و در كنار مادر (و با استفاده از ارزاق و ثمراتى كه به آنجا مىآمد) رشد داد و به اين ترتيب آشكار نمود كه ذُرّيه ابراهيم، به ثمراتى كه اهل ايمان (با عمل به آموزههاى دينى) به ارمغان آورده و عرضه مىدارند، محتاج و نيازمندند.
به همين دليل در تفسير آيه: «وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرٰاتِ» فرمودند: « ثَمَرَاتِ
القُلوُب » 2 يعنى ثمراتى كه موجب رشد و برخوردارى ذُرّيه مىشود. اما نكته شايان ذكر اينكه صفات نيكوى فراوانى كه خداوند در قلب انسانها قرار داده، در سايه بهرهمندى از ثمرات ربوبيت رشد مىنمايد و آفات و امراض زيانآور نيز در سايۀ برخوردارى از تعاليم الهى و عمل به آموزههاى دينى، از آنها دور مىگردد و در نتيجه تربيت به معناى رشد صفات نيكو و رهايى از دام خصال زشت، حاصل