113گفت:
مشكل بزرگى دارم. تو را قسم مىدهم كه در را باز كنى. ابراهيم در را باز كرد و على بن يقطين پس از ورود به او گفت: تا مرا نبخشى، مولايم امام كاظم(ع) مرا به حضور نمىپذيرد. ابراهيم گفت:
«يَغْفِرُ اللَّهُ لَكَ فَآلَي عَلِيُّ بْنُ يَقْطِينٍ عَلَي إِبْرَاهِيمَ الْجَمَّالِ أَنْ يَطَأَ خَدَّهُ فَامْتَنَعَ إِبْرَاهِيمُ مِنْ ذَلِكَ فَآلَي عَلَيْهِ ثَانِياً فَفَعَلَ فَلَمْ يَزَلْ إِبْرَاهِيمُ يَطَأُ خَدَّهُ وَ عَلِيُّ بْنُ يَقْطِينٍ يَقُولُ اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثُمَّ انْصَرَفَ وَ رَكِبَ النَّجِيبَ وَ أَنَاخَهُ مِنْ لَيْلَتِهِ بِبَابِ الْمَوْلَي مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍ(ع) بِالْمَدِينَةِ فَأَذِنَ لَهُ وَ دَخَلَ عَلَيْهِ فَقَبِلَهُ» 1
«خداوند تو را ببخشد. على بن يقطين، ابراهيم را قسم داد كه قدم روى صورت او بگذارد. ابراهيم از اين كار خوددارى ورزيد. على بن يقطين دوباره او را قسم داد و ابراهيم ساربان پذيرفت. هنگامى كه ابراهيم پاى خود را روى صورت او گذاشته بود، على بن يقطين مىگفت: خدايا تو شاهد باش! سپس از جاى حركت كرده، سوار اسب شد و در همان شب به در خانه امام كاظم(ع) آمد. اجازه ورود خواست. حضرت اجازه داد و او را پذيرفت.»
استغفار از گناهان گذشته
با توجه به اينكه حج، سبب توبه از گناه و جبران اعمال گذشته است، از
اينرو در روايات توصيه گرديده هنگام عزيمت به حج، آماده تغيير بينش و روش ناپسند خويش شده و از خداوند بخشش گناهان گذشته را طلب كنيم. چنانكه از حضرت رضا(ع) درباره آداب عزيمت به حج و آمادگى براى اين سفر