161معناى ارتداد و خروج از ملت اسلام نيست، بلكه مقصود به آن عمل به اخلاق و اعمال كافران است كه با اخلاق و اعمال اسلام سازگارى ندارد. 1
و نيز از زبان حضرت سليمان(ع) مىفرمايد:
(قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّمٰا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ) (نمل: 40)
(امّا) كسى كه دانشى از كتاب (آسمانى) داشت گفت: پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد! وهنگامى كه (سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت وپابرجا ديد گفت: اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بهجا مىآورم يا كفران مىكنم؟! وهر كس شكر كند، به نفع خود شكر مىكند؛ وهر كس كفران نمايد (بهزيان خويش نموده است، كه) پروردگار من، غنى وكريم است!
مقصود به كفر در اين آيه عدم شكرگزارى بر نعمتها و فضل الهى است نه به معناى تكذيب، همانگونه كه شوكانى، طبرانى و صابونى در تفاسيرشان ذيل اين آيه به آن اشاره كردهاند.
انواع كفر از نظر روايات
از روايات فرقين نيز استفاده مىشود كه كفر بر دو نوع است؛ برخى از انواع آن موجب خروج از اسلام شده و برخى چنين نمىباشد.