108
للتوحيد فى العالم الاسلامى بصورة عامة والبلاد النجدية والحجازية فيما بعد بصورة خاصة، يعود الفضل إليه بعد ابن تيمية... 1
بايد بدانيم كه محمّد بن عبد الوهاب در عقيده، فردى سلفى بوده وبعد از شيخ الاسلام ابن تيميه، داراى اولين فضيلت در نشر دعوت به توحيد در عالم اسلام به طور عام وشهرهاى نجد وحجاز به طور خصوص بوده است، ولذا بعد از ابن تيميه فضيلت به او باز مىگردد.
2. مبانى غير واقعى در جرح وتعديل
البانى در جرح وتعديل راويان حديث، مبانى متعصبانهاى اتخاذ كرده كه با واقعيتهاسازگارى ندارد، اينك به برخى از آنهااشاره مىكنيم:
الف) تضعيف راوى به جهت تشيع
يكى از نقاط ضعف او تضعيف راوى به جهت تشيع است، گرچه او صدوق وعادل باشد، و اين كار با ادعاى او كه ثقهبودن راوى معيار در عمل به روايت است، واقعيت ندارد.
او در تضعيف حديثى كه در مدح اميرالمؤمنين(ع) استمىگويد:
...فآفة الاسنادين عمرو بن ثابت وابن ابى رافع؛ لأنّ مدارهما عليهما مع شدّة ضعفهما وتشيّعهما.
...پس آفت اين دو سند عمرو بن ثابت وابن ابى رافع است؛ زيرا مدار آن دو حديث بر اين دو نفر است در حالى كه شديداً ضعيف
بوده وتشيع شديد دارند.