42كردم تا مجروح شدم».
بنا به نوشته واقدى، امعماره در دفاع از رسولخدا(ص) زخم عميقى در گردنش پيدا شد كه تا يك سال التيام نيافت. 1 از پيامبر نقل شده كه به چپ و راست نگاه مىكردم، غير از امعماره را نمىديدم كه از من دفاع مىكرد و شمشير مىزد. 2
امعماره در عين حال كه چند زخم بر بدن داشت، فرزندش را به مبارزه با دشمن ترغيب مىكرد تا آنجا كه پيامبر توانايى او را با بيان اينكه: «اى امعماره! چه كسى به قدر تو تواناست، ستود» دلاورى و استقامت وى و خانوادهاش در نبرد احد، ايشان را مشمول دعاى رسول خدا(ص) كرد و حتى از مقام برخى صحابه كه بهظاهر برجسته بودند، برتر دانست و فرمود: «امروز تو جايگاهى بهتر از فلانى و فلانى دارى». 3
امعماره، در غزوه حديبيه نيز حضور داشت و به گفته خودش: هنگامى كه شوهرم «غزية بن عمر» شمشيرى بسته بود، من چوبى را كه سايبان بود، برداشتم، سپس كاردى هم همراه گرفتم كه به كمر بسته