90رسيديم، آن را به من بده.
جابر مىافزايد: به مدينه كه رسيديم، نزد رسول خدا9 رفتم. آن حضرت به بلال فرمود: چهل درهم به من دهد و دستور داد تا يك قيراط نيز بر آن بيفزايد. من با خودم گفتم: تا آخر عمر، اين يك قيراط اضافى را كه پيامبر9 به من داده، از خودم جدا نخواهم كرد. پس آن را در كيسهاى گذاشتم و هميشه همراهم بود تا اينكه در واقعه «حرّه»، سپاه شام به مدينه حمله كرد و آن را به زور از من گرفتند. 1
آرى، جابر بن عبدالله، صحابى بزرگ پيامبر(ص)، در زمان حيات رسول خدا(ص)، به آن يك قيراط تبرك مىجويد و آن را حفظ مىكند و مىكوشد تا آخر عمر از آن مواظبت كرده، آن را نگه دارد.
2. در جنگ خيبر، گروهى از زنان، همراه رسول خدا(ص) بودند و آن حضرت نيز، سهمى از غنايم را به آنان داد. يكى از آنان مىگويد: من به نمايندگى از زنان، خدمت رسول خدا(ص) رفتم و عرض كردم: ما زنان نيز مىخواهيم همراه شما بياييم و به اندازه توانمان به مسلمانان يارى رسانيم. آن حضرت فرمود: به يمن و بركت پروردگار. او مىافزايد: همراه رسول خدا(ص) رفتيم. مسلمانان