304اين موارد قسم مىخورد: ( وَ الْعَصْرِ )؛ «سوگند به عصر»، ( وَ الْعٰادِيٰاتِ )؛ «سوگند به اسبان دونده»، ( وَ النّٰازِعٰاتِ )؛ «سوگند به فرشتگانى كه جان مجرمان را به شدت از بدنهايشان جدا مىكنند»، ( وَ النّٰاشِطٰاتِ )؛ «سوگند به فرشتگانى كه روح مؤمنان را با مدارا و نشاط جدا مىسازند»، ( وَ الْمُرْسَلاٰتِ )؛ «سوگند به فرشتگانى كه پى در پى فرستاده مىشوند»، ( وَ الذّٰارِيٰاتِ )؛ «سوگند به بادهايى كه ابرها را به حركت درمىآورند»، ( فَالْجٰارِيٰاتِ )؛ «سوگند به كشتىهايى كه حركت مىكنند»، ( وَ التِّينِ )؛ «سوگند به انجير»، ( وَ الضُّحىٰ )؛ «قسم به روز»، ( وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الْبُرُوجِ )؛ «سوگند به آسمان كه برجهاى بسيار دارد»، ( وَ النَّجْمِ إِذٰا هَوىٰ )؛ «سوگند به ستاره هنگامى كه افول مىكند»، (وَالفَجرِ * وَلَيالٍ عَشْر)؛ «سوگند به صبحگاهان و قسم به شبهاى دهگانه»، ( وَ الْقَلَمِ )؛ «سوگند به قلم»، ( لاٰ أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيٰامَةِ )؛ «سوگند به روز قيامت»، ( فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ * اَلْجَوٰارِ الْكُنَّسِ )؛ «سوگند به ستارگانى كه بازمىگردند، حركت مىكنند و از ديدهها پنهان مىشوند»، ( لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ )؛ «سوگند به جان تو اى پيامبر! آنان در مستى شهوات خود سرگرداناند».
شايد كسى بگويد، ما قبول داريم كه خداوند به غير خودش قسم خورده، ولى اين دليل نمىشود، ما هم بتوانيم به غير خداوند سوگند ياد كنيم.