121و نيز از انديشهها و پندارهاى وهابيت متأثر است كه معتقدند، توسل به مرده حرام و شرك است.
اگرچه دانشمندى همچون طبرانى، صحّت اين روايت را تأييد كرده و دستوردهنده به آن شخص، صحابى بزرگوارى چون عثمان بن حنيف است كه على(ع) و عمر به او اعتماد داشتند و حتى ترمذى، نسايى و ابن ماجه اين روايت را نقل كردهاند، ولى اين نويسندۀ سلفى، در برابر اينگونه روايات تاب تحمّل نداشته، از پذيرش آنها سر باز مىزند.
وهابىها مدعىاند سلفى هستند؛ يعنى به سنت پيشينيان عمل مىكنند، ولى آنها با وجود چنين ادعاى بزرگى، به سيرۀ پيشينيان، مانند همين داستان عثمان بن حنيف پاىبند نيستند. به راستى كه انسان با ديدن تفاوت ميان گفتار و عملشان، واقعاً شگفتزده و انگشت به دهان مىماند.
از سوى ديگر، عاقلانه نيست كه انسان، نخست براى خود، عقيدهاى بسازد و بعد به دنبال رواياتى براى تأييد عقيده خود باشد، بلكه عقل مىگويد كه انسان بايد از لابهلاى آيات و روايات، مسائل دينى خود مانند توسل را به دست آورد.
استغاثه به قبور