119
استغاثه نابينا به قبر پيامبر(ص)
داستان «عثمان بن حنيف» آشكارا نشان مىدهد كه استغاثه به قبر پيامبر(ص) امرى رايج ميان مسلمانان به ويژه صحابه بوده است. «طبرانى» داستان را اينگونه حكايت مىكند كه مردى براى برآورده شدن نيازش نزد عثمان، خليفه سوم مىرفت، ولى خليفه به وى توجهى نمىكرد تا اينكه آن شخص يك روز با عثمان بن حنيف برخورد كرد و مشكل خود را با او در ميان گذاشت.
عثمان به او گفت: وضو بگير و به مسجد برو و در آنجا دو ركعت نماز بخوان و بعد بگو: بار خدايا، به حقّ پيامبر رحمت، پيامبرمان محمد، به درگاه تو روى آوردهام. اى محمد! من به واسطۀ تو به درگاه خداوند روى آوردهام تا حاجتم برآورده گردد.
عثمان افزود، پس از اين، حاجت خويش را بيان كن و بيا تا با تو بيايم. آن مرد رفت و به آنچه عثمان گفته بود عمل كرد و سپس به محلّ اقامت خليفه رفت. در اين حال، دربان دستش را گرفت و او را نزد خليفه برد. عثمان او را روى مسندى نشاند و خود نيز كنارش نشست و پرسيد: حاجت تو چيست؟ او نيز نيازش را بيان كرد و خليفه هم حاجت او را برآورده كرد و گفت: