88و گاهى مىگفت: شما دعا كرديد «اَللّهُمَّ ارزُقنِى حَجَّ بَيتِكَ الحَرام» 1خدا هم اجابت نموده چرا عجله مىكنيد.
به سوى مدينه
بالاخره 15 ذى الحجۀ الحرام عصر روز شنبه از مكه حركت كرديم تا ما چهار نفر ميانهاى اثاث را بياوريم سرابىها جاها را گرفته بودند براى آقاى حجتى و حاج اصغر در عقب و براى آقاى حاج آخوند در وسط ماشين و براى حقير در جلو جا دادند. رفتم نماز را در مسجدالحرام خواندم و حركت نموديم و تا «بدر» آمديم در آنجا خوابيديم نفرى يك ريال داديم روى تخت چوبى كه با ليف خرما وسطش بافته شده بود خوابيديم و صبح نماز را خوانديم و حركت كرديم تا به مدينه رسيديم.
از مدينه تا جدّه 420 كيلومتر است و از بدر تا مدينه 150 كيلومتر است، بدر جاى خوبى است و آب و برق دارد.
ما را در اول خيابانى كه تازه احداث شده و «محلّه نخاوله» را قطع مىكند و از وسط ردّ مىشود و به «خيابان قبا» متصل مىگردد، پياده كردند. ما با حاجى رضا و حاج مسيب و حاجى اباذر در عرفات و منى با هم بوديم قرار گذاشته بوديم كه در مدينه هم با هم باشيم خلاصه در مدينه هم در ساختمان تازه ساخت در نزديكى باغ صفا