36من به آنان مرتباً تلگراف و نامه مىفرستادم و جريان را گزارش مىكردم ولى جواب نمىآمد، چرا؟
اخذ گذرنامه از قم
هوا ابر و برف و كولاك بود. راه تبريز (قطار راه آهن و شوسه) بسته بود. مسافرين كه با قطار و ماشين راه افتاده بودند از تهران و تبريز (به خاطر انسداد) در ميانه اجتماع كرده بودند.
رئيس راه آهن ميانه به من تلفن كرد كه چون راه مراغه بسته است، قطار تهران مىخواهد برگردد، هر چه زودتر با همين قطار حركت نماييد.
من و آقاى حجتى و آقاى حاج شيخ باقر با كمال عجله روانه ايستگاه راه آهن شديم هوا بسيار سرد بود قطار بسيار توقف نمود بالاخره پس از بگو و بشنو و ترديد زياد قطار به سوى تهران راه افتاد.
به سلامتى رسيديم قم و براى گذرنامه اقدام كرديم و با تلگراف جريان را به آقاى «ميرزا ابوالحسن حجتى» 1