60ماجرا، همان چيزى باشد كه در جزء سوم از حديث ابوطاهر مخلص از طريق عبداللهبنشريك عامرى از پدرش نقل شد. بر پايه اين روايت، به على گفته شد: اينجا گروهى بر در مسجدند كه ادعا مىكنند تو پروردگار آنانى. وى آنان را فراخواند و گفت: واى بر شما! چه مىگوييد؟! گفتند: تو پروردگار و خالق و رازق مايى. گفت: واى بر شما! من بندهاى مانند شمايم؛ غذا مىخورم چنانكه شما مىخوريد و مىنوشم؛ چنانكه شما مىنوشيد. اگر از خدا فرمان پذيرم اگر بخواهد، مرا پاداش مىدهد و اگر او را نافرمانى كنم، بيم آن دارم كه عذابم كند. از خدا پروا كنيد و [از گفتۀ خويش] بازگرديد، [اما] آنان سرپيچيدند. فرداى آن روز نزد وى آمدند. قنبر آمد و گفت: به خدا سوگند كه اينان بازگشتهاند و همان سخن را مىگويند. گفت: بگو داخل شوند. آنان [داخل شدند و] همان را گفتند. بار سوم گفت: اگر ديگر بار اين را بگوييد، به بدترين شكل شما را خواهم كشت. آنان نيز جز همان، چيزى نگفتند. پس گفت: اى قنبر، چند كارگر كه كلنگ داشته باشند، برايم بياور. سپس ميان مسجد و قصر براى آنان گودالى بِكَن. گفت: بكَنيد و دور شويد و هيزمى آورد و در آن آتش افروخت و در گودال انداخت و گفت: شما را در آن خواهم افكند؛ مگر آنكه [از گفتۀ خود] بازگرديد. آنان چنين نكردند. پس آنان را در آن افكند تا سوختند. گفت:
انّي اذا رَأَيتُ امراً مُنكَراً
أوقَدتُ ناري وَ دَعَوتُ قَنبَراً
هرگاه من امر منكر و ناپسندى را ببينم، آتشِ [خشمم] را برمىافروزم و قنبر را فرا مىخوانم.
و اين سندى حَسَن است. 1