126افزون بر اينكه مدعى دو نفر بودن آنان، براى اثبات دعوى خويش، دليل يا شاهدى بيش از جمعپذير شدن روايات گوناگون و اقوال ضدّ و نقيض بايد بياورد؛ به ويژه اينكه اين ادعا، خود پىآمد جمع روايات و گفتهها با يكديگر و جمعِِ نادرستى است؛ زيرا بر پايه قواعد جمع دلالت دو گفتار با يكديگر آن گفتارها بايد حجت باشند. اين مسئله در بحث تعادل و ترجيح 1 روشن شده است.
از اين رو، علماى اصول، قواعدترجيح را در سنجش روايات ائمه با گفتههاى بدون سند دانشمندان به كار نمىگيرند؛ زيرا اقوال دانشمندان حجيت ندارند و به اين دليل هر قولى كه با روايات صريح و صحيح ناسازگار باشد و مستند درستى براى آن يافت نشود، حتى گفتار بزرگان قوم رد خواهد شد.
از سوى ديگر، مستندى براى نوبختى و سعد بنعبدالله در اين باره نيست؛ زيرا نوبختى كمابيش در سال 300ه.ق مىزيست و سعد بن عبدالله در سال 301ه.ق درگذشت و ميان اين دو نفر با عبداللهبنسبأ -با فرض وجودش - بيش از سال 260ه.ق سال فاصله است و زمان دراز باعث ارسالِ حديث مىشود و براى اثبات گفته اين دو به كار نمىآيد.
افزون بر اينكه چنين جمعى،با نصّ روايات و گفتههاى صريح درباره يكى بودن ابنسبأ سازگار نيست.