122مىدانيم كه وى نمرده و كشته نشده است و او نمىميرد تا عرب را به شمشير و تازيانهاش براند و مالك زمين گردد. سپس همان روز به راه افتادند تا به خانۀ على رسيدند. اجازه ورود خواستند؛ چنانكه گويى به زنده بودن او يقين دارند و اميد دارند او را ملاقات نمايند. حاضرين خانه، آنان را گفتند: سبحان الله مگر نمىدانيد كه اميرمؤمنان به شهادت رسيده؟
گفتند: ما مىدانيم كه او كشته نمىشود و نمىميرد تا آنكه عرب را به شمشير و تازيانۀ خود رهبرى كند آنچنانكه با حجت و برهان خويش رهبريشان كرد. او نجوا[ى آهسته] را مىشنود و آنچه را در زير خانههاى گِلى [مدفون] است مىداند. در تاريكى چون شمشيرى برّنده و برّاق مىدرخشد. مذهب سبائيه و مذهب حربيه كه اصحاب عبدالله بنعمر بنحرب كندى هستند، درباره على(ع) اين است. آنان سپس در مورد على(ع) معقتد شدند كه وى خداى جهانيان است و به سبب خشم بر خلائق از آنان متوارى و غائب شده و به زودى ظاهر خواهد شد. 1
نوبختى نيز در « فرق الشيعة » كمابيش همين را آورده است. 2
شايد چاپى كه از «المقالات والفرق» در دست است، همان « فرق الشيعة » باشد نه كتابى ديگر؛ زيرا آغاز و پايان هر دو كتاب يكسان است؛ جز اينكه از كتاب اول، مقدمه افتاده است و زيادت و نقصان رايج در بين نسخههاى مختلف هر كتاب، ميان آنها تفاوت ايجاد مىكند.
به هر روى، گفتارهاى نقل شده از اين دو كتاب بر اين نكتهها تأكيد مىكنند: