1113. سياه نمايى درباره برخى از عقايد صحيح اسلامى مانند رجعت و وصايت اميرمؤمنان(ع) و اينكه وى « دابّة الارض» و سزاوارتر از عثمان بر خلافت است و نسبت دادن اين عقايد به ابنسبأ يهودى كه هدفش از اين كارها، گمراه كردنِ مسلمانان و تفرقه افكنى ميان آنان بود تا اينكه مردم از اين معتقدات بيزارى جويند و آنها را نپذيرند.
آنان مىخواستند در همين زمان نيز اين مسئله را نزد مردم بگسترند كه بدگويى و انتقاد از امرا جايز نيست؛ زيرا ابنسبأ با بدگويى از حاكمان براى نابودى دولت اسلامى مىكوشيد. از اينرو، احاديث فراوانى جعل كردند كه مردم را از بدگويى حاكمان حتى ستمگران و فاسقانشان نهى مىكرد.
4. دگرگون كردن حقايق و درآميختن صحيح و ناصحيح با يكديگر با جعل حوادث تاريخى و مردان و راويان و صحابه و مكانها و قبايلِ ساختگى كه هيچيك وجود نداشتهاند تا آنكه حقايق تاريخى ميان خاكسترى از انبوهِ دروغهاى ساختگى ناپديد شوند. مانند ماجراى جنگ «ذات السلاسل».
شايد هدفها و انگيزههاى ديگرى نيز براى انتساب اين تأثيرگذارى به عبداللهبنسبأ بتوان يافت.