108
17. فلسفه وقوف در منا
گر چه سرزمين منا، از مشاعر مقدس سهگانه است، اما از نظر جغرافيايى، درهاى است كوهستانى كه نه جايى براى ديدار است و نه مركز مهمى براى تجارت و نه گردشگاهى براى تفريح و نه آبادى براى زندگى، پس بايد انديشيد كه چرا بايد سه روز در دره خشك منا ماند و علت وقوف در آن چيست؟ ممكن است در وقوف به منا، راز و فلسفههاى زيادى نهفته باشد، ولى ما در اينجا با بررسى كلمات ائمه معصومين(ع) تنها به ذكر دو فلسفه اكتفا مىنماييم:
الف) بهره مندى از عنايت خداوند
به نظر مىرسد كه يكى از فلسفههاى مهم وقوف در منا اين است؛ اينك كه حجگزار، با انجام وقوف، برنامهها و مناسك حج را با موفقيت به پايان رسانده، زمينه بهرهمندى خويش را از عنايت خاصه خداوند فراهم ساخته است. زيرا پايان يافتن برنامههاى حج، مرحله گرفتن اجر و پاداش (اخذ نتيجه كار) است.
در واقع پايان يافتن برنامههاى حج، رسيدن به كمال و معنويت و پاك شدن از گناهان و برآورده شدن تمام خواستههاى زائر است. چنانكه امام سجاد(ع) در اين باره فرموده است:
... فَنَوَيتَ عِندَ ما وَصَلتَ مِني وَ رَميتَ الجِمارَ انَّكَ بَلغَتَ الي مَطلَبِكَ وَ قَد قَضي رَبُّكَ لَكَ كُلَّ حاجَتِكَ... 1
آيا هنگام رسيدن به منا و رمى جمرات، اين توجه را داشتى كه بايد به نتيجه كار و غايت اعمال رسيده باشى و خداوند تمام حوايج تو را برآورده و خواستههايت را عطا فرموده باشد؟
بدين ترتيب، كسى كه از عنايت خداوند بهرهمند گردد، به مرحلهاى از كمال خواهد رسيد كه مردم از دست و زبان او در امان باشد. چنانكه از بخش ديگرى از سخنان امام على(ع) در حديث شبلى استفاده مىگردد كه حجگزار، با رفتن به منا، به پايهاى از كمال برسد كه بندگان خدا از دست و دل و زبانش آسيب نبيند. « نَوَيتَ انَّكَ آمَنتَ