46ابن تيميه در اثبات مدعاى خود مىگويد: «خطاى كسانى كه قائل به رؤيت خداوند هستند، كمتر از خطاى كسانى است كه رؤيت خداوند را نفى مىكنند». 1او براى امكان رؤيت خدا چنين استدلال مىكند:
هر چيزى كه وجودش كاملتر باشد براى ديدن سزاوارتر است و از آنجا كه خداوند اكمل موجودات است براى ديده شدن از غير او سزاوارتر است و در نتيجه خداوند بايد ديده شود. 2اين عقيده افزون بر اينكه مستلزم تجسيم و تشبيه و امثال اينهاست، با آيات صريح قرآن، تضاد دارد، از جمله آيه:
لاٰ تُدْرِكُهُ الْأَبْصٰارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصٰارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ (انعام:103)
چشمها او را نمىبينند ولى او همه چشمها را مىبيند و او بخشندۀ (انواع نعمتها و با خبر از دقايق موجودات) و آگاه (از همه) چيز است.
اين آيه، رؤيت خدا را با چشم سر به طور مطلق، نفى ميكند، لذا بر بطلان اين عقيده، دلالتى صريح دارد.
افزون بر آن، ابنتيميه در اين ادعا دچار اضطراب شده، زيرا، بنابر عقيده او، خطاى قول به رؤيت، كمتر از خطاى قول به نفى رؤيت است، ازاينرو، قول به رؤيت را پذيرفته؛ در حالىكه خطا چه كم باشد و چه