27اولين كتابى كه محمد بن عبدالوهاب نوشت و آن را محور و اساس دعوت خود قرار داد، كتاب توحيد او است. سپس سليمان بن عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب، كتاب جد خود را بر اساس عقايد و افكار ابنتيميه شرح و توضيح داد و در برخى مطالب از نظريات ابنجوزى نيز استفاده نمود. او سخنان و آراى اين استاد و شاگرد را به عنوان مهر تأييدى بر عقايد محمد بن عبدالوهاب به كار برده است.
و در اين كتاب، توحيد در طلب و قصد را به گفتههاى ابن تيميه مستند نمود و در تعريف و بيان مسائل مربوط به محبت غيرخدا، عبادت، دعا، يقين، ايمان، شرك، كفر، توكل، امر به معروف و نهى از منكر، طاعت، آيات وعد و وعيد، سوگند به غير خدا و شرك دانستن آن، قدر، قدرت و علم و اراده و كلام خداوند نظريات و عقايد ابنتيميه را ملاك و معيار حق قرار داد و نتيجه دلخواه خود را از آن گرفته است.
همچنين در مسئله حرمت استغاثه و نفى زيارت رسول خدا(ص) و شركدانستن آن به عقيده ابنتيميه اعتماد كرده است. 1 اينك به چند نمونه از اين مطالب، اشاره مىكنيم:
1. شيخ سليمان، شارح كتاب توحيد مىگويد:
آنچه كه در نزد محمد بن عبدالوهاب به معناى توحيد الوهيت و توحيد ربوبيت گرفته شده، چيزى است كه شيخالاسلام (ابنتيميه) و ابنقيم جوزى آن را گفتهاند. 2