25اى فرومايه! كسى كه از تو پيروى مىكند، اگر علم و دينش كم باشد، خودش را در معرض انكار خداوند و نابودى دينش قرار داده است. پيروان تو نيستند، مگر عدهاى دست و پا بسته و كم عقل يا بىسواد و دروغگو و ابله يا بيگانهاى ساكت كه مكرش قوى است و يا فردى صالح، اما خشك و بىفهم.
اى مسلمان! مركب شهوتت را براى مدح خودت پيش بياور! تا چه اندازه نَفْس خود را تصديق مىكنى و نيكان را خوار مىشمارى؟! تا چه اندازه خود را بزرگ مىشمارى و عابدان را كوچك مىنگرى؟! تا كى با نَفْست دوستانه برخورد مىكنى و كار زاهدان را زشت مىشمارى؟! تا كى مىخواهى كلامت را به گونهاى ستايش كنى كه به همان صورت - به خدا قسم - احاديث صحيحين را مدح نمىكنى؟!
اى كاش احاديث صحيحين از دست تو سالم مىماند؛ چرا كه هر وقت خواستى، آنها را به عنوان تضعيف و موهوم بودن يا با تأويل و انكار تغيير دادهاى. 1به هر حال افكار باطل ابنتيميه، به ويژه در شامات كه مهد علم و دانش بود، با انتقادات شديد و اعتراضات گستردۀ علماى مذاهب مختلف مواجه شد؛ تا جايى كه گروهى از علما عليه او قيام كردند و جلالالدين حنفى قاضى وقت، محاكمه وى را خواستار شد. اما وى از حضور در دادگاه امتناع كرد، تا اينكه در هشتم رجب سال 705ه.ق قضات شهر