214 مورد هجمه قرار داد و مصر و عراق را به تصرف درآورد، علما و فقهاى اسلامى در نجف اشرف و دانشگاه الازهر فتواى جهاد و دستور حمل سلاح را بر ضد انگليس صادر كردند. اما وهابىها تحت رهبرى پسر محمد بن عبدالوهاب، بر ضد فتاواى فقهاى اسلامى به نفع انگليس استعمارگر وارد عمل شدند و رهبرشان فتواى جهاد با مسلمانان را اعلان نمود. 1«حافظ وهبه» مستشار سعودى در كتاب «جزيرة العرب فى القرن العشرين» مىگويد: علت اينكه ملك عبدالعزيز، حاكم وهابىها «فيصلالدويش»، رئيس قبيله «مطير» را زندانى كرد و بعد به قتل رسانيد، اين بود كه فيصلالدويش، فهميده بود كه عبدالعزيز «كان لا يركع الاّ لاوامر انگليز»؛ «ملك عبدالعزيز، جز به اوامر انگليس گردن نمىنهد». همچنين او متوجه شده بود كه عبدالعزيز، فلسطين را با مشورت انگليس به يهودىها بخشيده است. 2آيا اين عملكرد و موضعگيرى وهابىها بيانگر دشمنى آنان با اسلام و دوستى و همپيمانى آنان با كفار و دشمنان اسلام نيست؟ گويى توحيدى كه اين همه، از آن دم مىزنند و ديگران را به خاطر آن، كافر و مشرك مىدانند تنها با همكارى و همسويى با كفار و مشركان قابل تحقق است؟