193 پذيرفتهاند و بانا ديده گرفتن آيات روشن قرآن، مبنى بر نفى قطعى تحريف، آگاهانه يا ناآگاهانه در برابر كتابى كه معجزه خداوند در دست پيامبر آخرالزمان(ص) است قد علم نمودهاند.
آيا با توجه به اين پندار وهابىها اين نتيجه به دست نميآيد كه قرآن در نزد آنان، نبايد حجيت داشته باشد؟ زيرا هنگاميكه بر خلاف اراده خداوند، قرآن مورد دستبرد قرارگرفته باشد احتمال كاستى، زيادى و جابهجايى آيات ديگر نيز وجود دارد.
5. وهابيت و بىاحترامى نسبت به قرآن
وهابىها با وجود اينكه ادعا مىكنند تنها آنان، مسلمان هستند، در حوزه نظر و عمل، نسبت به قرآن كريم، كتاب دينى مسلمانان، بىپروايى و بىاحترامى خود را به اثبات رساندهاند.
محمد بن عبدالوهاب، مذهب و راه جديد خود را به جاى قرآن، بر مبناى كتابى كه خودش نوشته بود آغاز مىكند و اين كتاب را در دست خود گرفته، خطاب به مردم مىگويد: «خدا را شاهد مىگيرم كه من، پيرو اين كتاب هستم و هر چه در آن است حق است». اين سخن و دعوت محمد بن عبدالواب كه بر خلاف قرآن بود، باعث تنش در بين او و ساير مسلمين شد و عدهاى در اثر آن كشته شدند. 1هنگامى كه وهابىها بر شهر مكه مكرمه مسلط مىشوند بعد از قتل عام مردم اعم از صغير و كبير و زن و مرد و حتى كسانى كه در مساجد