178 برخورد مىكنند و حتى قتل آنان را واجب مىدانند. وهابىها مىگويند: «شفاعت از انواع شرك در عبادت است». 1و نيز تأكيد مىكنند: «اگر كسى به روش وساطت، شخصى را در بين خود و خدايش شفيع قرار بدهد مشرك است». 2اين عقيده وهابىها، مبنى بر شرك و كفر دانستن شفاعت، به صراحت با آموزههاى قرآن درباره شفاعت در تضاد است، زيرا قرآن كريم در مورد شفاعت و مشروعيت آن از طرف خداوند مىفرمايد:
وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلىٰ جَهَنَّمَ وِرْداً* لاٰ يَمْلِكُونَ الشَّفٰاعَةَ إِلاّٰ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمٰنِ عَهْداً (مريم: 86 - 87)
و گنهكاران را تشنه به سوى جهنم برانيم، شفاعتى ندارند مگر اينكه از خداى رحمان پيمانى گرفته باشند.
اين آيه شريفه، در پاسخ مجرمان و مشركانى است كه خدايان خود را به عنوان شفيع، تلقى كردهاند، اما قرآن مىگويد، اينطور نيست كه انسان هر كه را دوست بدارد، بتواند شفاعتش كند و به همين منظور، او را آلهه خود بگيرد و او هم شفيعش بشود، بلكه هر كه شفاعت مىكند، قبلاً با خدا عهدى دارد و اين عهد را جز عدهاى از مقربان درگاه خدا، كسى مالك نيست. 3به عبارت ديگر، قرآن كريم، با نفى شفاعت از آنان (خدايان ساختگى) اصل شفاعت را براى مؤمنين ثابت مىداند.