138 و اسير كردن خاندان پيامبر(ص) و سوار كردن آنان بر شتران، و در معرض عموم قرار دادن آنهاست. اگر در دل يزيد كينههاى جاهليت و جنگ بدر نبود، به امام حسين(ع) احترام مىگذاشت و آن حضرت را كفن و دفن مىنمود و با آل رسول به خوبى برخورد مىكرد.
از سويى ديگر اگر از ديدگاه وهابىها، يزيد بن معاويه از ائمه هدى و از كبار صالحين است، پس چرا ابنحجر مىنويسد:
«قاضى ابويعلى»، كتابى به نام «چه كسانى استحقاق لعن دارند»، دارد و در آن كتاب يزيد را از كسانى به شمار آورده كه استحقاق لعن دارند و دليلش روايتى است از پيامبر(ص) كه فرمود:
مَن اخافَ اهلَ المدينَةِ ظُلماً اخافَهُ اللهُ وَعَلَيهِ لَعنَةُ اللهِ وَالمَلائِكَةِ وَالنّاسِ اجمَعين.
آن كس كه مردم مدينه را بترساند، خداوند او را خواهد ترساند و مورد لعن خدا و فرشتگان و تمام مردم قرار مىگيرد.
آنگاه مىنويسد:
شكى نيست كه يزيد با لشكر و نيروهاى مسلح خويش به جنگ مردم مدينه رفت و اهل مدينه را با جناياتى كه انجام داد به شدت مضطرب و نگران كرد و در دل آنها ترس ايجاد نمود؛ چرا كه او مدينه را براى خود مباح كرد.
نقل شده است كه حدود سىصد دختر مورد تجاوز قرار گرفت