134 زيرا هيچ مستندى در كتابهاى روايى اهل سنت در اينباره وجود ندارد و هيچ كسى جز ابنتيميه، چنين ادعاى بىپايهاى را مطرح نكرده است.
اگر اين سخن ابنتيميه راست باشد كه پيامبر(ص) به خاطر اينكه مىدانست خداوند جز ابوبكر را براى خلافت اختيار نخواهد كرد، از نوشتن نامه، دست بازمىداشت، بايد پرسيد آيا ايشان قبل از اين تصميم، اين مطلب را نمىدانستند؟ و در صورتى كه بعد از تصميم اول خود به اين اراده الهى پى بردند، پس چرا دوباره و چندين بار ديگر به نوشتن نامه تصميم گرفتند و از آن صرفنظر ننمودند؟
اگر واقعاً آنگونه كه اينها مىگويند در علم پيامبر اكرم(ص)، ابوبكر منتخب خدا براى خلافت بوده است، آيا بر پيامبر(ص) لازم نبوده كه اين امر الهى را براى مردم به هر وسيله ممكن بازگو مىكردند تا مردم، خليفه منتخب الهى را مىشناختند و از حيرت و گمراهى نجات مىيافتند؟
آيا اين سخنان، جز به اين معناست كه سكوت رسول خدا(ص) در مورد چنين امر مهمى، رسالت و نبوت ايشان را زير سؤال مىبرد؟!
ابن تيميه اين سخن را كه پيامبر خدا(ص) در واپسين لحظات عمرش، قلم و دوات را براى اين خواست كه ابوبكر را به عنوان خليفه بعد از خودش تعيين كند، از كجا به دست آورده است؟ در حالى كه هيچ قرينهاى، حتى در حد تصور و خيال، نه در روايات و نه در حالات پيامبر اكرم(ص)، از هيچ طريقى نقل نشده است كه بر اين مدعاى وهابىها دلالت داشته باشد. بلكه قراينى برخلاف آن وجود