60أميرالمؤمنين عليه السلام اورا از آن زن خريد و آزادش كرد.
حضرت به ايشان فرمود: نام تو چيست؟ او گفت: سالم.
حضرت فرمود: پيامبرخدا صلى الله عليه و آله به من خبر داد كه پدر ومادرت، نام ميثم را براى تو انتخاب كردند. ميثم گفت:
آرى، چنين است. خدا ورسولش و أميرالمؤمنين راستگويند؛ سوگند به خدا نام حقيقىام، ميثم است.
حضرت فرمودند: به اسم اولى باز گرد؛ همان اسمى كه پيامبرخدا صلى الله عليه و آله تو را ناميد. از آن پس ميثم به همين اسم شهرت يافت و كنيۀ خود را ابوسالم نهاد.
روزى حضرت امام أميرالمؤمنين عليه السلام به او فرمود: پس از من، تو را دستگير مىكنند و به خاطر محبتت به من، تو را به دار مىآويزند و به صليب مىكشند. برويم تا آن درخت نخلى كه تو را به آن مىآويزند، نشانت دهم.
آن درخت نزديك خانه عمروبنحريث قرار داشت.
هرگاه ميثم عمرو را مىديد به او چنين مىگفت: اى عمرو! من همسايه تو خواهم شد، همسايه خوبى براى من باش!