84امروز پس از گذشت بيست قرن از ميلاد مسيح، وجود مسيح(ع) و مادر او مريم و كتاب او انجيل و ياران و حواريون او، در غرب به صورت افسانه تاريخى درآمده است كه گروهى از شرق شناسان در وجود چنين مرد آسمانى، به نام مسيح كه مادرش مريم و كتاب او انجيل است، تشكيك كرده و آن را افسانهاى به سان «مجنون عامرى» و معشوق وى «ليلى»، تلقى مىكنند كه زاييدۀ پندارها و انديشههاست، چرا؟ به خاطر اين كه يك اثر واقعى ملموس از مسيح در دست نيست؛ مثلاً به طور مشخص، نقطهاى كه او در آن متولد گرديد و خانهاى كه زندگى كرد و جايى كه در آن به عقيدۀ نصارى به خاك سپرده شد، معلوم و روشن نيست. كتاب آسمانى او نيز دستخوش تحريف گرديده و اين اناجيل چهارگانه، كه در آخر هر كدام جريان قتل و دفن عيسى آمده است، به طور مسلم مربوط به او نيست و بىترديد پس از وى تدوين شدهاند. از اين جهت بسيارى از محققان آنها را از آثار ادبى قرن دوم ميلادى دانستهاند. ولى اگر تمام خصوصيات مربوط به او محفوظ مىماند، به روشنى بر اصالت او گواهى مىداد و براى اين خيالبافان و شكاكان، جاى تشكيك باقى نمىگذارد.
ولى مسلمانان آشكارا خطاب به مردم جهان مىگويند: هزار و چهارصد سال قبل در سرزمين حجاز مردى براى رهبرى جامعه بشرى برانگيخته شد و در اين راه موفقيت بزرگى به دست آورد; و تمام خصوصيات زندگى او محفوظ است، بى آن كه كوچكترين ابهامى در زندگى آن بزرگمرد مشاهده گردد. حتى خانهاى كه او در آن متولد شده مشخص است و اين كوه حرا است كه وحى در آنجا بر او نازل مىگرديد و اين مسجد او است كه در آن نماز مىگزارد و اين خانهاى است كه در آنجا به خاك سپرده شد و اينها خانههاى فرزندان و همسران و بستگان او است و اين قبور فرزندان و اوصيا و خلفا