64
مراجعه به آيات و روايات روشن مىكند كه اين نوع حقوق بندگان بر خدا، امرى رايج در كتاب و سنت است. مقصود از اين كه مىگويند كسى بر خدا حقى ندارد، اين است كه هيچ كس بالذات بر خدا حقى ندارد، ولى اين مانع از آن نيست كه خدا از روى تفضل و بزرگوارى، افرادى را ذى حق معرفى كند و حتى از آنان وام بخواهد و بگويد:
«مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً». 1
«كيست كه به خدا وام نيكو بدهد؟».
در حديث آموزش پيامبر(ص) به فرد نابينا در بخش توسل خوانديم كه پيامبر(ص) به او آموخت كه بگويد: اللّهمّ انّى أسألك وأتوجّه إليك بنبيّك محمد(ص) نبىّ الرحمة. (كلمه بنبيّك متعلق به دو فعل پيشين است:«أسألك » و «أتوجه إليك)» و معنى جمله اين است كه خدايا من از تو به خاطر پيامبرت محمد(ص) پيامبر رحمت، درخواست مىكنم و به سوى تو روى مىآورم.
پيامبر گرامى(ص) هنگام دفن فاطمه بنت اسد در حقّ او چنين دعا كرد:
«خدايا! مادرم فاطمۀ بنت اسد را ببخش و جايگاه او را گسترده و فراخ گردان، به حق پيامبرت و پيامبرانى كه پيش از من بودند». 2در صحيفه سجاديه و دعاهايى كه از ائمه اهل بيت به ما رسيده است، اين نوع سوگند دادن به فراوانى از آنان نقل شده است، علاقهمندان مىتوانند به آنها مراجعه فرمايند.