44اذن خدا پرنده مىشود، كور مادرزاد و پيس را شفا مىدهم ومردگان را به اذن خدا زنده مىكنم».
در اين آيات حضرت مسيح، امور زير را به خود نسبت مىدهد:
1. ساختن پرندهاى از گِل.
2. دميدن در پرنده و زنده كردن آن.
3. شفاى كور مادر زاد.
4. درمانِ بيمارى پيسى.
5. زنده كردن مردگان.
حضرت مسيح خود را فاعل اين امور مىداند، نه اينكه او درخواست كند و خدا انجام دهد، بلكه مىگويد: «اين كارها را من به اذن خدا انجام مىدهم». اذن خدا در اين موارد چيست؟ آيا اذن در اين موارد يك اجازه لفظى است؟ به طور مسلم چنين نيست، بلكه مقصود از آن اذن باطنى است. به اين معنى كه خدا به بنده خود آنچنان كمال و قدرت و نيرو مىبخشد كه وى به انجام چنين امورى توانا مىگردد.
گواه اين مدّعا آن است كه بشر نه تنها در امور غير عادى به اذن خدا نيازمند است، بلكه در تمام امور به اذن خدا نياز دارد و هيچكارى بدون اذن او صورت نمىپذيرد. اذن الهى در تمام موارد، همان برخوردار كردن فاعل از قدرت و رحمت خويش مىباشد. در آيۀ مورد بحث، حضرت مسيح تحقق امور ياد شده را به خود نسبت مىدهد و در آيه ديگر، خود خدا نيز صريحاً امور مزبور را به خود او نسبت مىدهد و مىگويد:
«...وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهٰا فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَ إِذْ تُخْرِجُ