26در اين لحظات حساس طنين اذان سراسر بيابان را فرا گرفت، سپس پيامبر(ص) خطبهاى به شرح زير ايراد كرد:
«ستايش از آن خداست و به او ايمان داريم. از او يارى مىخواهيم و بر او توكل مىكنيم، و از شر خويشتن و بدى كردارهايمان به خدايى پناه مىبريم كه گمراهان جز او راهنمايى ندارند. خدا هر كس را راهنمايى كند، او ديگر گمراه نمىشود و گواهى مىدهيم كه خدايى جز او نيست و محمد (ص) بنده و فرستادۀ اوست.
هان! اى مردم، نزديك است كه من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم. من مسئولم و شما نيز مسئول هستيد... هان! اى مردم، هر كس من مولا و رهبر او هستم، على نيز مولا و رهبر اوست». 1پيامبر (ص) جملۀ آخر را سه بار تكرار كرد و فرمود:
«پروردگارا! هر كس على را دوست دارد، تو او را دوست بدار و هر كس با او دشمنى كند تو با او دشمن باش. هر كس او را يارى كند، تو ياور او باش، و هر كس او را تنها گذارد، تو نيز او را تنها گذار. لازم است حاضران به غايبان خبر دهند و آنها را از اين امر آگاه سازند».
هنوز اين اجتماع با شكوه پايان نيافته بود كه فرشتۀ وحى فرود آمد و پيامبر گرامى (ص) را بشارت داد كه خداوند امروز دين خود را تكميل كرد و نعمت خويش را بر مؤمنان به كمال رسانيد. 2