256متولد شده و او هم با طلحة بن عبيداللّه (نه عمر ابن خطاب) ازدواج كرد. 1
3. واكنشهاى مختلف در برابر خواستگارى خليفه
انگيزه ظاهرى خليفه براى ازدواج، حديثى بود كه از پيامبر نقل مىكرد:
«هر نوع پيوند نسبى و سببى روز قيامت از هم گسسته مىشود، جز پيوند با من از طريق نسب يا سبب». 2آنگاه خليفه افزود: من با پيامبر مدّتها زندگى كردهام، مىخواهم اين كار انجام بگيرد.
ولى در باطن انگيزه ديگرى در كار بود و آن اين كه از اين طريق مىخواست بر اعمال گذشته خود سرپوش بگذارد و با آن پيوند خويشاوندى، گذشته به فراموشى سپرده شود.
آنگاه كه خواستگارى انجام گرفت، اميرمؤمنان به صورتهاى مختلف عذر خواست كه اين كار انجام نگيرد:
الف. فرمود: دخترم كوچك است (فعلاً هنگام ازدواج او نيست).
خليفه پاسخ داد: به خدا سوگند منظور تو آن نيست، ما مىدانيم منظور تو چيست، تو خواستى از اين كار جلوگيرى كنى». 3ب. بار ديگر عمر بر خواستگارى اصرار كرد، حضرت اين بار عذر ديگرى آورد.
با توجه به آنچه در كتابهاى فريقين وارد شده، ازدواج رخ داده و متصدى آن عموى امام، عباس بن عبدالمطلب بوده است، ولى سخن