217حافظ علوى در كتاب «الأذان بحىّ عَلى خير العمل» به سندى از «حسن بن يحيى بن الحسين بن زيد بن على» نقل مىكند كه آل رسول خدا ¦ بر وجود آن در اذان اتفاق نظر دارند و مؤذنان در عصر ابوبكر نيز به همين شيوه اذان مىگفتند، امّا وقتى عمر زمام خلافت را به دست گرفت، گفت: «دعوا حىّ عَلى خير العمل لئلا يشتغل الناس عن الجهاد فكان أوّل من تركها». 1 «گفتن حىّ على خير العمل را ترك كنيد تا مردم به بهانه اين كه نماز بهترين عمل است، جهاد را ترك نكنند». او(عمر) نخستين فردى بود كه اين فصل از اذان را ترك كرد».
محقق شهير، سعدالدين تفتازانى (712-79) در شرح مقاصد; و متكلم معروف اشعرى به نام علاء الدين قوشجى(متوفاى 879) مىگويند: عمر بن خطاب نسبت به سه چيز هشدار داد و گفت:
«سه چيز در عهد رسول خدا¦ رسميت داشت و من از آنها باز مىدارم، و انجام دهنده آن را مؤاخذه مىنمايم: 1.متعه زنان، 2. متعه حج، 3.گفتن حَىّ عَلى خَير العمل». 2مصحلت انديشى خليفه، علاوه بر اين كه نوعى اجتهاد در مقابل نص به شمار مىآيد، تنها مىتواند براى خود او حجت باشد نه براى ديگران و آيندگان. اگر آيندگان از حقيقت امر آگاه شدند، بايد سنت را بر بدعت مقدم بدارند، به ويژه آن كه ملاك دگرگون گرديده است و ديگر جهادى بر ضد كفر و شرك نيست.
از آنجا كه تثبيت چنين بدعتى كار آسانى نبود، تنى چند از بزرگان بر اين نهى ارزش قائل نشده و همچنان به هنگام اذان اين جمله را مىگفتند.
برهان الدين حلبى (975- 1044) در سيره خود مىنويسد: عبداللّه