206گاه به كلّدست از سر انگشتان تا كتف، اطلاق مىشود.
2. مقدار واجب از شستن دست در وضو فاصله ميان مرفق تا سر انگشتان است، لذا قرآن لفظ «إِلَى المَرافِق» را به كار برده تا مقدار واجب را بيان كند.
نتيجه مىگيريم: چون لفظ «يد» كاربردهاى گوناگونى دارد، كلمه «إلى» در «إِلَى المَرافِق» بيانگر مقدارى از اجزاء عضو است كه بايد شسته شود يعنى بايد دستها تا آرنج شسته شود نه كمتر و نه بيشتر و هرگز ناظر به «كيفيت» غَسل و شستوى دست (كه مثلاً از بالا به پايين صورت گيرد يا از پايين به بالا) نيست، اما كيفيت شستشو چگونه است؟ آن مربوط به عرف وعادت است و معمولاً از بالا به پايين مىشويند.
فىالمثل اگر پزشك دستور دهد پاى بيمار را تا زانو بشوييد،پاى وى را از بالا به پايين مىشويند، نه بالعكس يا اگر انسانى به رنگكارى بگويد اين اتاق را تا سقف رنگ كن ، هيچگاه از پايين ديوار آغاز نمىكند، بلكه از بالا شروع كرده تا به پايين برسد. از اين رو، شيعه اماميه معتقد است كه در هنگام وضو، صورت و دستها را بايستى از بالا به پايين شست و خلاف آن را صحيح نمىداند. زيرا كلمه «تا» در زبان فارسى، و يا «إلى» در زبان عربى، در اين موارد، ناظر به بيان مقدار محل عمل است نه كيفيت انجام آن.
گذشته از اين، سيرۀ ائمه اهل بيت، كه عِدل قرآنند، بيانگر كيفيت شستن است و آنان دستها را از بالا به پايين مىشستند.