105داشتند حتّى كلمهاى از اين كتاب آسمانى را فروگذار نكنند. اين عدّه كه به آنها «قاريان» گفته مىشد، پيوسته مورد مراجعه و استفاده مردم در قرائت قرآن بودند.
توجّه مسلمانان و قاريان به حفظ و نگهدارى قرآن به حدّى بود كه روزى ميان «اُبىّ بن كعب» و «عثمان» خليفۀ وقت دربارۀ آيۀ «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاٰ يُنْفِقُونَهٰا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ» اختلافى رخ داد، عثمان مدّعى بود كه وحى الهى «الّذين» است - بدون واو - و بايد اين كلمه (و) از نسخههاى قرآن حذف گردد، ولى «ابى» مىگفت ما از رسول خدا اين آيه را همان طور كه در قرآنها موجود است شنيدهايم. بگو مگو ميان دو نفر درگرفت. ناگهان «اُبى» با شدّت هر چه تمامتر گفت: «هر كس بخواهد اين حرف را از قرآن بردارد، شمشير بر مىگيرم و خون او را مىريزم!» پافشارى «اُبى» سبب شد كه خليفه حرف خود را پس بگيرد. 1وقتى بحث بر سر تغيير يك حرف از قرآن به چنين ماجرايى منجر شود، آيا مىتوان گفت كه قرآن دستخوش تحريف شده و آياتى از آن حذف گرديده است؟
علاوه بر دو مطلب اساسى فوق، بايد توجّه داشت كه در آيات متعدّدى از قرآن كريم، به مسألۀ عدم تحريف قرآن و اين كه اين كتاب آسمانى از تغيير و تبديل مصون خواهد بود، تصريح شده است; آنجا كه مىفرمايد:
«إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ». 2
«ما قرآن را نازل كرديم و به طور قطع نگهدار آنيم!».