103شده، نشانى در دست نيست. 1كسانى كه تمام معارف و اصول مذهبى خود را بر اساس چنين كتابهايى بنيان گذاشتهاند; مايلند قرآن را نيز به همان سرنوشت متهم سازند. از اين رو مدعى شدهاند كه قرآن هم با گذشت زمان دستخوش تحريف شده است. در حالى كه نحوۀ جمعآورى و نگهدارى قرآن كريم در تمام ادوار تاريخ اسلامى، اساساً با تاريخ تورات و انجيل در ادوار يهوديّت و مسيحيّت قابل مقايسه نيست.
تاريخ نشان مىدهد كه وضع قرآن كريم در هيچ كدام از ادوار اسلامى دچار ابهام و پيچيدگى نبوده است. در اين باب بايد به دو نكته كه پاسخ بسيارى از سؤالات را در خود نهفته دارد، توجّه كنيم:
1. قرآن كريم كتابى بود كه در همۀ شؤون زندگى اجتماعى مسلمانان، انقلابى ايجاد كرد. قرآن زندگى سابق آنها را درهم كوبيد و به جاى آن يك زندگى نوين، بر اساس ايمان و اصول انسانى پديد آورد. بنابراين، قرآن كتابى بود كه با شؤون اصلى زندگى مسلمانان ارتباط داشت و آنها سياست، اقتصاد، قوانين اخلاقى و حتّى آداب و رسوم معاشرت خانوادگى خود را از اين كتاب آسمانى مىگرفتند. در شبانه روز پنج بار در نمازها با آن سر و كار داشتند و بالاخره در همۀ حوادث روزمرّه، اوّل به قرآن و سپس به سنّت و روش پيامبر اكرم(ص) مراجعه مىكردند.
در اين صورت، كتابى كه تا اين اندازه با زندگى مردم آميخته و تا اين حد مورد مراجعه و استفاده آنها بوده، چگونه ممكن است مورد تحريف واقع شود و افكار عوام يا خواص متوجّه آن نگردد؟
احتمال اين، كه در قرآن تحريف واقع شده و كسى متوجّه آن