28 خود است. 1
پس اين دانشمند نيز خود اعتراف كرده كه مرده از حس بينايى نيز برخوردار است؛ در حالىكه حس بينايى براى ديدن به نور نياز دارد و به همين دليل از قدرت شنوايى ضعيفتر است. از نگاه «ابن همام» وجود خاك بر روى مرده موجب نمىشود كه توان ديدن زائر از مرده گرفته شود. پس به طريق اولى، شنوايى مرده نيز همچون بينايىاش فعال است. 2
حتى اگر ما عدم توانايى مرده براى شنيدن را بپذيريم، باز هم ميان نفى شنيدن، با نفى علم و آگاهى تلازم وجود ندارد؛ زيرا شنيدن از طريق حسّ صورت مىگيرد كه در بدن قرار دارد، اما فرايند علم و آگاهى يافتن، مربوط به روح است كه همچنان باقى است. علم انسان مرده با قدرت جسم به دست نمىآيد. علم از راه ديدهها و شنيدهها به دست مىآيد، نه از روى ديدن، شنيدن و پرتو نور و صدا؛ همانگونه كه برخى از مسلمانان نيز شنيدن خداوند و آگاهى او را اينگونه تأويل كردهاند كه او از راه مسموعها و مُبصَرها آگاه است.
مردههاى صالح، پس از جدا شدن از صفات انسانى و قطع تعلق از اين دنيا و بهرهمندى از سعادت لقاى خداوند و فيض بردن از انوار ملكوتى، پردههاى خاكى و مسافتها از جلوى آنان به كنار مىرود؛ امرى كه گاه براى انسانهاى زنده نيز رخ مىدهد؛ همانگونه كه در سيره عمر نيز نقل