98 زيرا اگر در اين سخن، به گفته بخارى و پيروان او اعتماد كرده، در واقع اين سخن مخدوش است و نمىتوان به آن اعتماد كرد. دليل روى گرداندن بخارى از ابوحنيفه را در آينده بيان خواهيم كرد. بنابر فرض درستى اين سخن و دور بودن از انگيزهها و مسائل پيرامونى، لازمه امانتدارى علمى اين است كه در كنار نقل اين سخنان، اقوال كسانى را بياورد كه او را توثيق و تعديل كردهاند. البته عدد توثيقكنندگان، بيشتر از عدد مخالفان ابوحنيفه هستند؛ چنانكه مشهورتر و به رجالشناسى نيز تسلط بيشترى دارند؛ مانند «شعبة بن حجاج» كه درباره ابوحنيفه مىگويد: به خدا سوگند وى خوشفهم بود و حافظه خوبى داشت. 1
استاد «بخارى» كه در اين دانش بر او مقدم است، يعنى يحيى بن معين درباره ابوحنيفه مىگويد: «او ثقه است و از هيچ كس نشنيدم كه او را تضعيف كرده باشند».
«شعبة بن حجاج» براى او نامه مىنوشت كه حديث روايت كند و به او دستور مىداد كه حديث روايت كن. «على بن مدينى» نيز درباره ابوحنيفه مىگويد: «ثورى» و «ابن مبارك» از وى روايت نقل كردهاند. او ثقه است و اشكالى در او ديده نمىشود. 2 بنابراين، ذكر جَرح و خدشههايى كه به اين عالم وارد شده، بدون نقل ستايشها به دور از ادب و امانتدارى علمى است؛ زيرا بيان جرح در علم رجال، بدون ذكر تعديل، خيانت و ستم است. 3