94يكى از اين افراد مىگويد: هر كس نماز را ترك كند، كافر و مرتد شده است. به همين دليل همسر او نبايد با او معاشرت كند و تمكين نمايد و فرزندانش را براى آن فرد بىنماز بگذارد. اين در حاليست كه به گفته ابن قدامه 1 حنبلىها اين ديدگاه را بيشتر مىپذيرند كه اگر كسى از روى تنبلى و سستى، نماز خود را ترك كرده، تا آخر وقت شرعى مهلت مىدهند، (مثلاً نماز ظهر و عصر را تا لحظه فرا رسيدن مغرب نخواند) اگر تا آن زمان نمازش را نخواند، بايد حدّ بر او جارى شود و حدّ اين فرد نيز قتل است؛ به اين معنا كه با او مانند قاتل نفس محترمه رفتار مىشود. اما او از شمار امت اسلامى خارج نمىشود. اين يكى از ديدگاههاى نقل شده از مالك و شافعى نيز هست. ابوحنيفه در اين باره فتوا مىدهد كه بايد اين فرد تنبل در نماز خواندن را آنقدر بزنند تا از بدنش خون جارى شود.همچنين او را بايد زندانى كنند تا نماز بخواند. ما نيز فراوان مشاهده كردهايم كه ترككنندگان نماز را در حيات مسجد نبوى مىزنند، ولى اقدام به كشتن آنها نمىشود.
اما اگر كسى به دليل انكار اصل نماز، از خواندن نماز سر باز زند و به اين كار اصرار ورزد، كافر است. حكم اين فرد مانند كسى است كه يكى از امور ضرورى و متواتر دين را كه نزد همگان معلوم و بديهى تلقى مىشود، انكار كند. اگر فتوا دهندهاى كه حكم بالا را داده و مىگويد هر كس نماز نخواند، كافر است، آراى فقهى ديگران در اين باره را نقل مىكرد و