74 است كه «ابن ابو شيبه» - كه به گفته «ابن حجر» سند آن صحيح است - نقل كرده است. وى مىگويد: «عبدالله عمر» در پاسخ به آنان گفت: «بدعت خوبى است»؛ همانگونه كه پدرش درباره نماز تراويح اين عبارت را گفته بود. بنابراين او نيز مانند پدرش بر اين باور است كه دو نوع بدعت داريم: بدعت پسنديده و بدعت نكوهيده. بدعتى كه در امور خير ايجاد شود و با شريعت منافات نداشته باشد يا با يكى از نهىهاى شارع تعارض نداشته باشد، اين بدعت پسنديده است. اين نوع بدعت، همانى نيست كه رسولخدا(ص) در روايت خود مدّ نظر داشتهاند.
بنابراين، حديث تخصيص مىخورد و بدعت شرعى، از شمار افراد اين روايت خارج مىشود. منظور حديث رسول خدا(ص) بدعت گمراهكنندهاى است كه با نصوص شرعى يا با ادله شرعى در تقابل باشد؛ چنانكه سنت رسول خدا(ص) و سيره آن حضرت پذيرفتن بدعت در امور خير است. «عبدالرزاق» - به گفته «ابن حجر» سند اين روايت صحيح است - نقل مىكند: «ابن عمر» درباره بدعت اينگونه مىگويد:
عثمان كشته شد، اما هيچ كس او را از خطاهايى كه مرتكب شده بود، تنزيه نمىكرد. براى من چيزى دوست داشتنىتر از اين كار مردم نيست كه بنا نهادند! 1