128
خاطرههايى درباره بدعت
برخى به سرعت علماى ديگر را در برخى مسائل اختلافى متهم به بدعت مىكنند. در اينجا سخن ابن دقيق العيد را بازگو مىكنم كه مىگويد: «چه بسا بدعتهاى مربوط به امور دنيايى اصلاً مكروه نباشد. حتى بسيارى نيز حكم به عدم كراهت دادهاند. وقتى به بدعتهاى احكام فرعى دين مىنگريم، مىبينيم كه با بدعتهاى مربوط به اصول اعتقادى برابرى نمىكنند».
مناسب است در اينجا ماجرايى خواندنى را نقل كنم:
يكى از دانشجويان ما بر اثر تصادف رانندگى در مسير حج عمره جان باخت. او را در مدينه و در قبرستان بقيع دفن كردند. من بر سر قبر او حاضر شدم و طبق عادت مرسوم در كشورمان به وى تلقين خواندم. گروهى از علما بدون توجه به موقعيت، صداى اعتراض خود را بلند كردند. اما من بىتوجه به اين اعتراضها به تلقين اين مرده پرداختم و با همراهانم سوره يس را برايش خوانديم؛ چرا كه در «مسند احمد» روايتى از پيامبر(ص) آمده كه سوره يس را براى مردگان بخوانيد.