117البته يادآورى اين نكته شايسته است كه از نگاه من، كسانى كه مخالف تقسيمبندى بدعت به نيكو و ناپسند هستند و خود بدعت را به دينى و دنيايى تقسيم مىكنند، تعبير آنها دقيق و عالمانه نيست؛ زيرا آنان با اعتقاد به اينكه بدعت دينى گمراهى است - كه البته سخنى به جا و حق است - و حكم به اينكه بدعت دنيايى بىاشكال است، در واقع حكم را به درستى بيان نكردهاند؛ زيرا به موجب اين حكم، هرگونه بدعت دنيايى مباح است. اين خطر بزرگى است كه انسان را به ورطه فتنه و معصيت مىاندازد. بنابراين، لازم است اين مسئله به درستى تفصيل داده شود. آنها بايد بگويند برخى از اين بدعتهاى دنيايى، نيك و برخى شرّ هستند؛ زيرا اين ديدگاه طبق واقعيت موجود است و فقط انسانهاى كوردل و جاهل مىتوانند آن را انكار كنند. البته گريزى از اين امور وجود ندارد. در تحقق اين معنا كافى است بگوييم مفهوم لغوى بدعت به دو نوع نيكو و ناپسند تقسيم مىشود. اين همانى است كه مخالفان از آن به «بدعت دنيايى» تعبير مىكنند. بنابراين، تقسيمبندى ما از دقت و ظرافت بيشترى برخوردار است. با اين تقسيمبندى هر امر نوپيدايى را بايد در چارچوب حكم شريعت و قواعد دين ساماندهى كرد. براساس اين ديدگاه بايد مسلمانان هر امر نوپيداى دنيايى را كه برايشان پديدار مىگردد، به دين عرضه كنند تا حكم اسلام درباره آن را بيابند. اين كار نيز فقط با تقسيمبندى درست دانشمندان علم اصول ميسّر است. خداوند به اين دانشمندان اصول فقه كه به تبيين دقيق مسائل و تحرير معانى درست و به دور از تحريف يا تأويل پرداختهاند، جزاى خير عنايت كند». 1