100 ابوحنيفه مىگويد: «ممكن است نگاشتن سيره او دو جلد جداگانه را به خود اختصاص دهد. خداوند از او راضى باشد». 1
«حبيب الرحمان اعظمى» در كتاب «الالبانى، شذوذه وأخطاؤه (صص13- 15)» در پاسخ به متكلمان متقدم درباره امام ابوحنيفه و نيز يكى از معاصران، به شيوه اهل حديث و توثيق، پاسخ كامل و وافى ارائه كرده است.
7. از ديگر بدعتهايى كه پايان دادن به آن لازم است، اعتقاد به شريك براى خدا از روى جهالت است؛ مانند اينكه گفته مىشود روزى، همان حقوقى است كه مىگيرم و اگر اين حقوق نبود، از گرسنگى مىمردم، يا فلان فرد بود كه اين كار را انجام داد و اگر او نبود، چنين و چنان مىشد، يا اگر پساندازهايم نبود، نمىتوانستم در روزهاى گرانى، روزگار سپرى كنم. گفتن اين عبارات و ارتباط ندادن اين امور به خداوندى كه به هركس بخواهد روزى مىدهد و هر چه را بخواهد مقدر مىسازد، قرار دادن شريك براى خداوند از روى جهالت است؛ خدايى كه روزى را به دست دشمن يا دوست مقدر مىسازد. همو كه برخى از مردم را از فضل خود در خدمت برخى ديگر قرار مىدهد. نسبت دادن اشياء و امور به اسباب نزديك، امرى منكر نيست؛ اما نبايد مسبب الاسباب و خالق اصلى را از ياد برد. ترمذى روايتى حسن را از رسول گرامى اسلام نقل مىكند كه فرمودند: «هركس از مردم سپاسگزارى نكند، خداوند را سپاس نگفته است.» در قرآن كريم نيز دستور به تشكر كردن از والدين داده شده است: