52 فانّه اطلق المرض والاستسقاء والاستطعام علي نفسه والمراد به ولي من اوليائه، وهو كما قال الله عزّوجلّ: (إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِينَ يُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ ) وقوله: (إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ ) وقوله: (إِنْ تَنْصُرُوا اللّٰهَ يَنْصُرْكُمْ ) والمراد بجميع ذلك اولياؤه. وقوله: «لوجدتني عنده» أي وجدت رحمتي وثوابي عنده. ومثله قوله عزّوجلّ: (وَ وَجَدَ اللّٰهَ عِنْدَهُ فَوَفّٰاهُ حِسٰابَهُ ) أي وجد حسابه وعقابه. 1
طلب تفسير اين بنده آنچه را كه بر او مشكل شده دليل بر آن است كه سؤال چيزى كه نمىداند از كسى كه مىداند مباح است تا بر مشكل خود از الفاظ واقف گردد در صورتى كه رسيدن به معرفت آن بر او ممكن باشد. اين روايت دليل است بر اينكه گاهى لفظ، مطلقاً اراده مىشود ومراد به آن خلاف معناى ظاهرى لفظ است؛ زيرا لفظ مرض واستسقا، واستطعام را خداوند بر خود اطلاق كرده، ولى مقصود به آن وليى از اولياء خودش مىباشد. واين نظير قول خداى عزّوجلّ است كه فرمود: (همانا جزاى كسانى كه با خدا ورسول جنگ مىكنند)، وقول او كه فرمود: (همانا كسانى كه خدا ورسول را آزار مىدهند)، وقول او كه فرمود: (اگر خدا را