51عيادت نكردى. عرض مىكند: اى پروردگار من! چگونه مىتوانم تو را عيادت كنم در حالى كه تو پروردگار عالميان هستى؟ خداوند مىفرمايد آيا ندانستى كه فلان بنده من مريض شد ولى تو او را عيادت نكردى، آيا ندانستى كه اگر او را عيادت مىكردى مرا آنجا مىيافتى.
باز مىفرمايد: اى فرزند آدم! از تو طلب كردم كه مرا سيراب كنى ولى تو مرا سيراب ننمودى. عرض مىكند: اى پروردگار من! چگونه تو را سيراب كنم در حالى كه تو پروردگار عالميانى؟ خداى تبارك وتعالى مىفرمايد: آيا ندانستى كه فلان بنده من از تو خواست كه سيرابش كنى، ولى تو او را سيراب ننمودى؟ آيا ندانستى كه اگر او را سيراب مىكردى مرا آنجا مشاهده مىكردى؟
ونيز خداى عزّوجلّ مىفرمايد: اى فرزند آدم! از تو تقاضاى طعام كردم ولىتو مرا طعام ندادى؟عرض مىكند: اى پروردگارم! چگونه تو را طعام دهم در حالى كه تو پروردگار عالميانى؟ مىفرمايد آيا ندانستى كه فلان بنده من از تو طعام خواست ولى تو او را طعامش ندادى؟ آيا ندانستى كه اگر او را طعام مىدادى مرا نزد او مىيافتى؟
حافظ ابوبكر بيهقى در شرح اين حديث مىگويد:
واستفسار هذا العبد ما اشكل عليه دليل على اباحة سؤال من لايعلم من يعلم حتي يقف علي المشكل من الالفاظ اذا امكن الوصول الي معرفته، وفيه دليل علي ان اللفظ قد يرد مطلقاً والمراد به غير مايدلّ عليه ظاهره،