92حديث مىگفت، ونيز از كعب روايت نقل مىكرد. سپس برمىخاست. من از برخى كه با ما بودند مىشنيدم كه حديث رسولخدا(ص) را به جاى حديث كعب وحديث كعب را به جاى حديث رسولخدا(ص) قرار مىداد. 1
شيخ محمود ابوريه مىنويسد:
قوىترين اين كاهنان از حيث حيلهگرى ومكر، كعبالاحبار ووهب بن منبه وعبدالله بن سلام بودهاند. هنگامى كه فهميدند حيلههاى آنان فاش شده، اسلام را به دروغ انتخاب نمودند. مسلمانان به آنها اعتماد نموده وگولشان را خوردند. در ابتدا درصدد تحريف دين اسلام برآمدند؛ به اين نحو كه در اصول دين اسلام خرافات واوهام را وارد كردند تا سبب ضعف آن گردند. وهنگامى كه به جهت حفظ وتدوين قرآن از تحريف آن عاجز ماندند، درصدد برآمدند تا با ورود در حيطه نقل حديث، آنچه مىخواهند افترائاتى را به اسم حديث به پيامبر اسلام نسبت داده وآن را در بين مسلمانان منتشر سازند. موضوع منع تدوين حديث پيامبر(ص) آنان را بر اين نيت سوء كمك نمود... وبه واسطه آنان بود كه طايفهاى از قصههاى تلمود واسرائيليات در حديث اسلامى نفوذ پيدا كرد. وچيزى نگذشت كه اين روايات جزئى از اخبار دينى وتاريخى اسلام گرديد. 2