616. با مراجعه به روايات هشام بن حكم ويونس بن عبدالرحمان كه درباره توحيد وصفات خداوند متعال رسيده پى مىبريم كه هرگز با عقيده به تجسيم سازگارى ندارد. اينك به برخى از اينگونه روايات اشاره مىكنيم:
الف) هشام در مناظرهاى كه بين او ويكى از كافران واقع شد، به كلام امام صادق(ع) استشهاد كرده وفرمود:
...جز آنكه خداوند جسم وصورت نيست... به حواس پنچگانه درك نمىشود، اوهام او را درك نمىكند... شنوا وبينا است. شنوا است بدون وسيله شنوايى وبينا است بدون وسيله بينايى... 1
ب) در مورد يونس بن عبدالرحمان نيز در روايت آمده كه او از امامكاظم(ع) درباره علّت عروج پيامبر(ص) به آسمان سؤال كرد، با آنكه خداوند توصيف بهمكان نمىشود؟ حضرت فرمود: «همانا خداوند تبارك وتعالى به مكان توصيف نشده وزمان بر او جارى نمىگردد...». 2
پس يونس نيز با سؤال از امام واعتقاد به جواب امام، قائل به عدم تجسيم است. ولذا با اعتقاد به جواب امام اين روايت را از حضرت موسى بن جعفر(ع) نقل مىكند.
مرحله دوم: بررسى كلام
در بحث گذشته به اثبات رسانديم كه اصل انتساب اين اتهام به