59خيال كرده كه لازمه كلام او اين چنين است. و مىدانيم كه گاهى برداشتها وتصوّرات غلط از سخنان كسى، سبب نسبتهاى ناروا به او مىشود.
5. با مراجعه به كتب تراجم پى مىبريم كه هشام مورد مدح از ناحيه امامان: قرار گرفته است، مدحى كه هرگز با وجود انحرافات عقايدى سازگارى ندارد. اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف) در حديثى امام صادق(ع) در شأن او فرمود: «او ناصر ما به دست وزبان وقلب است». 1 ونيز در جايى ديگر فرمود: «مثل تو بايد براى مردم عقايد بگويد». 2
ب) امام صادق(ع) همچنين در حقّ او دعا كرده وفرمود: «اى هشام! خداوند به تو از توحيد نفع رساند وتو را ثابت قدم گرداند». 3
ج) در قصّهاى بعد از آنكه كافرى به دست امام صادق(ع) ايمان آورد، حضرت او را به جهت تعليم دين در جهت عقيده وشريعت به هشام بن حكم سپرد. 4
د) ونيز در حديثى از امام صادق(ع) درباره هشام بن حكم رسيده كه فرمود:
هشام بن حكم پرچمدار حقّ ما، ودنبال كننده گفتار ما، تأييدكننده