70اوّل مَبدئى كه اسلام آن را تقرير كرده، آن است كه اصل اوّلى در اشياء ومنافعى كه خداوند خلق كرده، حليّت واباحه است، وحرام نيست مگر آنچه كه بر او نصّ صريح صحيح از شارع بر تحريمش رسيده باشد...
اما بنابر نظر وهابيان اصل در هر چيزى حرمت است، مگر آنكه دليل بر اباحه آن پيدا شود.
ميزان بودن فعل سلف
انسان وقتى به فتاواى وهابيان مراجعه مىكند پى مىبرد به اينكه بسيارى از كارهايى را كه به عنوان بدعت معرفى كردهاند، دليلشان اين است كه سلف صالح آن را انجام ندادهاند.
ابن تيميه در مورد برپايى مولودىخوانى در ولادت پيامبر9 مىگويد:
...فانّ هذا لم يفعله السلف مع قيام المقتضى له و عدم المانع منه، ولو كان هذا خيرا محضاً أو راجحاً لكان السلف احقّ به منّا؛ فانهم كانوا اشدّ محبّة برسول الله و تعظيماً له منّا، و هو على الخير احرص. 1
...اين كارى است كه سلف وپيشينيان انجام ندادهاند با آنكه مقتضى آن وجود داشت ومانعى نيز بر انجام آن نبود واگر اين كار خير محض يا راجح بود سلف از ما سزاوارتر به انجام آن بودند؛ زيرا آنان محبّت بيشترى از ما به رسول خدا(ص) داشتند واز ما بيشتر پيامبر(ص) را تعظيم مىنمودند، وبر كارهاى خير حريصتر بودند.