40توصيف كنندگان توان توصيفش ندارند حوادث در او تغيير پديد نمىآورند و...
پيامبر(ص) شخصى را موكّل اعرابى كرد وفرمود: هر گاه نمازش تمام شد او را به نزد من بياور. از طرفى براى پيامبر(ص) تكّه طلايى آورده بودند. چون اعرابى آمد، حضرت آن طلا را به او بخشيد، آنگاه فرمود: «آيا مىدانى كه براى چه اين طلا را به تو بخشيدم؟» اعرابى عرض كرد: «به جهت رَحِمى كه بين من وشما است». پيامبر(ص) فرمود:
إنّ للرحم حقّاً، ولكنّى وهبت لك الذهب لحسن ثنائك على الله. 1
همانا براى رحم حقّى است، ولى من اين طلا را به تو به خاطر اينكه خدا را خوب ستايش كردى بخشيدم.
آنچه كه در ادله قرآنى وحديثى رسيده، اشاره به اصل دعا ونيز برخى از دعاها ذكر شده است، ولى اين شخص اعرابى به واسطه برخى از اطلاقات وعمومات ادله كه ترغيب به دعا كرده، مناجاتهايى از ناحيه خود با خدا داشت، وپيامبر(ص) نيز آنها را تأييد كرده است.
از اينجا استفاده مىشود كه تطبيق كلّيات عمومات واطلاقات بر مصاديق جايز اشكالى نداشته، بلكه مستحب است.
2. احمد بن حنبل از انس نقل كرده كه گفت: «نماز برپا شد، مردى با سرعت آمد ودر آخر صف نماز قرار گرفت ودر حالى كه نفس نفس مىزد، در آن حال گفت: «الحمد لله حمداً كثيراً طيّباً مباركاً فيه» چون رسول خدا(ص) نماز خود را تمام كرد فرمود:
«أيّكم المتكلّم» «كدامين از